تبليغاتX
اداب و سنن فرق مختلف دراویش ایران - دراویش ایران
در باب کراماتش از فرزند ارشدش_ احمد حیاتى _ این طور شنیدیم که؛ سال ها قبل که از کرمانشاه تازه آمده و ساکن تپه قیطریه تهران شده بود در آن مکان به علت ارتفاع زیاد امکان حفر چاه و دسترسى به آب نبود و ساکنین آن منطقه هرروزه در سرما و گرما ناچاراً با مشقت آب را از پائین تپه فراهم مى کردند که روزى ضمن اتفاقى، درویش با عصاى خویش بر زمین حیاط دایره اى کشیده و مى گوید که آن قسمت را حفر کنند. اطرافیان با تعجب از این سخن، زیرا که مکان بسیار بعیدى براى رسیدن به آب بود، ناباورانه اطاعت کرده و در کمال حیرت تنها با حفر حدود ۲ یا ۳ متر از عمق زمین در ارتفاع بالاى تپه کاملاً خشک، به آنچنان آب گوارایى مى رسند که تا مدت ها آب شرب همسایگان را تامین مى کرده است. سال ها بعد نیز باز هم با وساطت و پیشنهاد وى و همکارى شهردار وقت تهران - آقاى نفیسى - آب تپه قیطریه لوله کشى کرده و به لطف اقدام نوعدوستانه اش ساکنان محل تا مدت ۲۰ سال از آب رایگان بهره مى بردند و به پاس خدمتش کوچه محل سکونتش را کوى «امیر حیاتى» نامیدند و همه اینها تنها ذره اى از کرامات وجود نازنین و خیربارانش است.
درویش در سرودن شعر فارسى و کردى هم بسیار صاحب ذوق بود، شعرش هم به مانند سازش آمیزه اى از عشق و شور بود. اشعارش نغز و جسورانه اکثراً در بیان مکتب فکرى اش و یا در مدح حضرت على(ع) بودند، «نداءالحق» تخلص مى کرد و حاصل ذوق ادبى اش را در سه دیوان شعر با عنوان نداءالحق، اولى در سال هاى قبل از انقلاب و دو دیگر را طى سه سال اخیر به چاپ رسانید. وى در این سال هاى اخیر که به علت کهولت سن و ناراحتى انگشتان دست، کمتر دست به ساز یاور و محبوب خود مى برد و به تعبیر خودش «کنجه نشین دلخوش به سیر رویاها» شده بود، همچنان با سرائیدن اشعار، به حضور پذیرفتن مشتاقان درگاهش و مهرپراکنى، به مانند سراسر عمر پربرکتش، به پویایى و سرزندگى روحانى اش که به عشق یار هرگز دمى در او فرو ننشست، ادامه داد و نیک مى دانیم اکنون هم که دیگر شمع وجودش در «قید حیات» نیست، باز هم تلألو گوهر لطف معنوى و یادآورى منش و بینش کم نظیرش در این روزگار رخوت زده کوتاه پرور، همچنان در اذهان شاگردان و یاران و دوستدارانش سرچشمه فیض و دریافت هاى دیگر جهانى خواهد بود، ازیرا که گفته اند:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
پى نوشت:
۱- خلیفه: در آیین اهل حق کسى است که در جمع خدمت مى کند و وظیفه دعا خواندن بر نذور و قربانى ها را دارد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط صوفی  |