|
مولویه خود را منتسب به جلال الدین رومی بلخی ( مولانا) می نمایند که غزلیات عارفانه وی همراه با کتاب مثنوی او از آثار مشهور و جهانی این شخصیت اسثنایی میباشد.
ملای روم در سال 604 در بلخ متولد شد. پدرش از مشایخ زمان بوده و مغضوب سلطان محمد خوارزمشاه و به همین دلیل در سال 609خانواده وی اقدام به ترک خراسان نموده و از راه بغداد به مکه رفتند و در الجزیره ساکن شدندو سپس به دعوت سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی به قونیه دعوت شدند ودر آنجا ساکن گردیدند. مولانا طی ملاقاتی که با درویش قلندر مآبی بنام شمس تبریزی داشت مدهوش او شده و دست از درس و کتاب و وعظ شسته ودر پی او روان میشود و مرید او میگردد در حالیکه بسیار از او جوانتر است. عشق به شمس برای اطرافیان وی گران تمام میشود و بر حال وی نگران میشوند لذا مقدمات دوری او را از شمس فراهم میکنند. با غیبت شمس ،مولانا دچار درد هجران شده و غزلیاتی را سرود که بخاطر شدت علاقه به شمس نام او را بر این اشعار نهاد. از ویژگیهای خاص سلسله مولویه قبای سفید رنگ بلندی است همراه با کلاه پشمی بلند، که مشهور است خود مولانا در این کسوت بوده و مجالس اینان سرشار از معنویت توام با دعا و سماع و طرب روحانی است که در هنگام جذبه گاه ساعتها چرخ زنان در صحن خانقاه هستند و این مراسم در سالگرد ولادت مولانا در قونیه برپا میگردد. رقص(سماع) صوفیان مولویه دایره وار است و حکایت از گردش افلاک دارد و طواف عشق است به دور صاحب افلاک که همان خداست. در اشعار مولانا اعتقاد به وحدت وجود و همچنین تناسخ به گونه ای تکاملی قابل مشاهده است (ظهور آدمی از جماد وسپس نبات و بعد حیوان تا اینکه به مرحله انسانیت رسیده است و پس از مرگ نیز از این مرحله بالاتر رفته تا به مقام ملکوت برسد).
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط صوفی
|
|
|